پاییز

به نزدیکترین آرایشگاه رفتم . وقتی از من پرسید برای چه آمدی ؟ دلم می خواست بگویم برای نظم همه چیز، شالم را برداشتم با آن چهره به هم ریخته و خسته خداحافظی کردم این مرکز زیبایی را دوست دارم درسال یکی ، دو بار بیشتر به آن سر نمی زنم اما تمیزاست - حداقل سکوت - دستهایی خنک و از همه مهمتر قیمتی مناسب . درسکوت و آرامش مقابل آیینه نشستم و با قسمتی ازموهایم خداحافظی و رنگش را فندقی روشن کردم بیرون که آمدم خوشحال بودم از نظمی که ظاهرم گرفته بود و عصرخانه را هم مرتب کردم و آماده شدیم برای مسافرتی کوتاه و دعوت به یک عروسی ، ذهنم هم انگار منظم شده بود البته باور نمی کردم که پایدار باشد اما دلم می خواهد با همین نظم و آرامش با شهریور خداحافظی کنم و به پاییز سلام ....

/ 1 نظر / 5 بازدید
آمیتیس

خیلی حس خوبیه. چقدر دلم میخواد دوباره موهامو از ته بزنم. یه رنگ دخترونه عروسکی مث صورتی یخی بزنم بهش، پوستمو ترمیم کنم از این غمها و غصه هایی که تو منافذش جاگرفته و با آرامش خیال و ظاهری شاداب رو ایوون آفتاب پاییزی بگیرم.