...

دیگر وقتش شده است . این را از پتو پیچ شدنهای نیمه شب ، یخ کردنهای نوک انگشتان بیرون مانده ی پایم ، این را از روی برگها و رنگها و آدمهاست که می گویم از ظاهر شدن آهسته آهسته لباسهای گرم ، از پاورچین شدن بارانهای پاییزه ... وقتش شده است که من هم یکی از مغازه های کاموا فروشی را زیرو رو کنم چند تا کاموای رنگی ، از آنها که رنگ می پاشند به لحظه های آدم بخرم بعد سرخوش وآرام در حالی که توانایی بافندگی ام آسمان ریسمان بافی توی همین چاردیواری مجازی است ، بیایم و بنشینم چند تایی مدل بافت پیدا کنم و با موهای جمع شده بالای سر بنشینم به تماشای شالهایی که رج به رج بافته می شوند با عشق برای دخترک ...

/ 2 نظر / 44 بازدید
آمیتیس

آی گفتید. پارسال اولین تجربه بافندگیم بود که خیلی خیلی راضی بودم از نتیجه کار. امسال هم باید دست به کار بشم[پلک]

آمیتیس

آره باید شروع کنم. خیلی لذت بخشه [قلب]