...

دست فروشی چند وقتی ست به اداره می آید بچه ی کوچکش را با پارچه ای روی سینه اش می بندد هروقت می آید می گوید فرزندش بیمار است برای خرج درمانش پول می خواهد همیشه یک جور حرف می زند نگاه ها به او زیبا نیست حتی به نگهبانی جلوی در اعتراض کردند چرا اجازه می دهد که این افراد وارد اداره بشوند و توی طبقات بچرخند . تنها جیزی که می فروشد از این همه جنسهای جورو واجوری که دوره گردها می فروشند چسب زخم است شاید خودش احتیاج دارد به یک مرهم که زخمهایش را التیام دهد از این چند باری که امده یکبار بیشتر ازاو چسب نخریدم بسته اش کثیف بود وقتی که رفت انداختمش سطل آشغال می دانستم من برای زخمهای هیچکس کافی نیستم ، به درد نمی خورم ...

به هر حال دراین مدت چند هفته دلم تنگ شده بود برای اینجا برای زدن پیاپی روی دکمه های مظلوم و وفادار صفحه کلید حتی اگر بیهوده باشد اما من دوست دارم این بیهودگی سعادتمندانه را ...

 

پ.ن حدود دوسال از پستهایی را که نوشته بودم پاک شده امیدوارم که درست شود .

/ 3 نظر / 14 بازدید
نرگس

چطور حذف شده است

نرگس

الحمدلله که مطالب خوب شما حفظ شده است .آیا عکس ها هم پاک شده اند. عادت کرده بودم. به عکاسی شما

نلی

پرشین بلاگ گاهی شورشو در میاره :((