...

کافکا بیرون چه می بینی ؟

از پنجره ی پشت سرش به بیرون نگاه می کنم

درختها ، آسمان و قدری ابر را می بینم و چند پرنده روی شاخه های درخت .

هیچ چیز غیر عادی نیست ، درست ؟ درست است .

ولی اگرمی دانستی ، فردا صبح دیگر نمی توانی اینها را ببینی ، همه چیز ناگهان در نظرت جلوه می کرد و ارزشمند می شد ، نه ؟

هاروکی موراکامی - کافکا در کرانه

/ 2 نظر / 45 بازدید
نلی

یاد کرمانشاه افتادم :( خدا به دادشون برسه

آمیتیس

همون بهتر که از فردا خبر نداریم ...