پرنده

پر پرواز ندارم

اما دلی دارم و حسرت درناها ...

پ.ن . عکسها را امروز از بهارخواب خانه ی پدرم گرفتم پرنده های مهاجر را می بینیدامروز را تمام اینجا بودند با هم می نشستند و باهم پر می کشیدند انگار خاصیت همه ی مهاجرها همین است که بیایند و آشوب به پا کنند ، انس بگیری و بعد بروند ...

/ 3 نظر / 82 بازدید
آمیتیس

چه عکس های خوشگلی. و قشنگ تر از اون، متن های زیباییه که می نویسید. شما یه نویسنده توانا هستید، این رو بدون اغراق می گم. انقدر زیبا که حتی تو دو خط زیباترین مفاهیم رو جا میدید[قلب][گل]

نلی

بهار خواب خونه ی پدرتون باید جای دلبازی باشه :)

آمیتیس

لطف نیست، حقیقت محضه. من اصلا اهل تعریفای الکی نیستم[لبخند]