...

مادر خانم " گ " فوت شد. هشتاد سال را بی کم و کاست داشت . قاعدتاً چندان جای اشک فشاندن نمی ماند،به پهنای صورتم گریستم دستگیره و دستمالهای آشپزخانه اش هنوز کاملاً خشک نشده بود که صاحبشان ناگهان خشک شد . واقعاً چه چیزی از این هولناکتر ؟ ... مرگ خانم میرزاخانی که خیلی نمی شناختمش فقط تا این اندازه که دوست عزیزی به من گفته بود مثل اینکه تمام کسانی که ریاضی دوست دارند به فیلم داگ ویل علاقه مندند و شناخت من نسبت به این نابغه از این فراتر نرفته بود ... پیش بینی ناپذیری خشونت بار هستی ، ظواهر ملموس هجرت ابدی هزارها بار پوچی را سرازیر وجودم کرده است  ...

/ 0 نظر / 11 بازدید