نفس صبح

 

خوشحالم که پسرم «نه» گفتن را بلد شد .

 فکر کنم دراین هفته 5 بار کمدم را مرتب کردم . 

من تسکین پیدا می کنم با بوی شیشه پاک کن ،  با بوی پودر ماشین ، از لباسهایی که مرتب آویزان شده اند . من با تمام تی ها ، سفید کننده ها ... با همه ی اینها آرام می شوم مثل اینکه روح خودم را تی می کشم و صیقل می دهم .و بعد مثل یک جنازه می افتم و فرصت فکر کردن ندارم .

   + م ; ٧:٢٤ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۸/۱٦
comment نظرات ()