نفس صبح

5

چندروز درمقابل همیشه 

                             چیزی نیست !

اما همین چندروز مرا کور،

                             دیوانه .....

                           وکشته است .

پی نوشت :

1- امروزصبح خیلی از کارهای عقب افتاده را که روی میزم تلمبارشده بود انجام دادم و احساس خوبی دارم .

2-محیطهای رقابتی رادوست ندارم حالاچه سالم،چه غیرسالم.تمام تلاشت این باشدکه فقط از یکنفرجلو بزنی حالا هدفت چیست؟خودت هم نمی دانی ! فقط کمی جلوترباشی همین !

3- بهتر است بعضی وقتها از دور به خومان نگاه کنیم . 

4 - راستی دیروز با آن همه کار و مهمان ،اول صبح همسرگرامی شوکی را به من وارد کرد که درجا خشکم زد . حرفی که بین زوجها مخصوصاً تازگی ها زیاد شنیده بودم ولی فکر نمی کردم یکروز خودم بشنوم . 

دریکی از تبلیغات شبکه ... درمورداز بین بردن چربی شکم با لیزر بدون نیاز به عمل را نشان می دادو مدام شماره تماس و آدرس را اعلام می کرد .من هم به مسخره بلندگفتم بهتره که آدرسش را بنویسم شاید به دردم بخورد. یکدفعه دیدم ازتوی آشپزخانه با لیوان چای آمد بیرون وگفت : اگر خواستی کاری بکنی واجب تر از لیزرچربی شکم را باید انجام بدی نگاهش کردم و گفتم : مثلاً چی ؟ گفت : دماغت !

 من هم که  از رک گویی او خیلی ناراحت شده بودم  با عصبانیت گفتم : نه که تو هم خیلی شبیه آرنولدی ... پشیمان شدم و بقیه حرفم را خوردم . 

   + م ; ٦:٢٥ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۸/۱٤
comment نظرات ()