نفس صبح

آدم فضول

من هیچوقت آدم سخنوری نبودم . حتی نمی توانم احساساتم را آنطور که روح و جانم را آزار یا آرامش می دهد بیان کنم ، چه برسد به اینکه بخواهم به کسی پیشنهادیا راهکاری را ارائه دهم . دراین موقع بیشتر شبیه آدم فضولی هستم که حد خودرا نمی داند . ازامروز سعی می کنم طبق قاعده ی لعنت بردهانی که بی موقع باز شود جلوی زبانم را بگیرم تا کسی را نرنجانم . ولی فکر می کنم بیشترشبیه یک احمقی هستم که هیچ کاری بلد نیست ، و این حالت مرا  همه می بینند . شاید برای همین است که همیشه دررویا زندگی می کنم. فکر می کنید آسان است که همیشه دررویا زندگی کنی ؟

   + م ; ٢:٥٤ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٥/۱۸
comment نظرات ()