نفس صبح

رئیس کمیاب

می خواستم ازحال و هوای شعربیرون بیایم وکمی ازمحیط کارم بنویسم و اتفاقات خوشحال کننده این دو روزه که درآنجاپیش آمد.

هیچوقت دل خوشی از رئیسها نداشتم و ندیدم کارمفیدی را انجام بدهند که منافع خودشان درآن نباشد ولی این بارنمی شودپا روی حق گذاشت به خاطرتلاشهای دلسوزانه رئیس مان وضعیت کاری چندنفر از کارگران تثبیت شد.

البته ازهمه مهمتر،(بدون آنکه با او نسبتی داشته باشند) و من هم برای قدردانی ،به جای تمام آنها دستش را هزاران بار می بوسم .ماچ

همیشه که رئیسها بدنیستند!!!!نیشخند

   + م ; ۱:٢٥ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/۸/٢
comment نظرات ()