نفس صبح

 

اینجا سایه ی زنی را می بینی ، 

که هزاره ها و اعصار را

سنگین سنگین 

بردوش می برد.

اینجا سایه زنی را می بینی ،

که کابوس هایش را زندگی می کند

زندگی را خواب می بیند

و رویاهایش را می میرد

این جا سایه زنی را می بینی ،

که هرشامگاه حقیقت را به چوب حراج می زند 

اما از او نمی خرند

اینجا سایه زنی را می بینی ،

که حتی سایه اش با او همراه نیست 

و همیشه منتظر آفتاب 

تاخود را بازیابد 

   + م ; ۱٢:۳۸ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/٧/٢۸
comment نظرات ()