نفس صبح

اگر

اگر بتوانی سر بر افرازی

آن هنگام که

دیگران گناه کارند و

تو را سر زنش می کنند.

  اگر بتوانی به خود مومن بمانی،

آن هنگام که

همه به تو شک دارند،

و در عین حال ،

تردید آنان را روا داری.

 اگر بتوانی شکیبا باشی

و از پای نیفتی

از تهمتی که می زنند،

بگذری

و خود افترا نزنی،

یا تنفر انگیز بشوی،

و نفرت به خود راه ندهی،

و باز

بیش از حد

خوش ظاهر نباشی

و پُر، اظهار فضل نکنی.

 اگر بتوانی خوش بین باشی،

اما،

رویا ها را بر خود مسلط نگردانی،

اگر بتوانی بیندیشی،

لیک

خود محوری از خود دور کنی

 اگر بتوانی پیروزی و شکست را ببینی

و با این دو فریب زندگی،

همسان

روبرو شوی.

اگر بتوانی بنگری

از حقیقتی که گفته ای

برای فریفتن ساده لوحان

دامی گسترده اند،

یا شاهد فرو ریزی آن چیزی باشی،

که زندگی برایش داده ای

و باز با دستهای تهی

به باز سازی آن همت گماری،

 اگر بتوانی اندوخته ای از برده هایت بسازی

و آن را در یک بازی به خطر اندازی

آن گاه ببازی

و دگر باره از هیچ آغاز کنی

و هرگز از شکست سخن نرانی،

 اگر قلب و اعصاب و بازوانت را وا داری

پس از فرسایش،

به کار خود ادامه دهند و

پایداری کنند،

زمانی که در تو هیچ نمانده

جز نیروی که اعضایت را به استقامت بخواند.

 اگر بتوانی برای جمعی سخن برانی

و از محاسن خود پُر نگویی و محاسنت بر نشماری

یا مصاحب و ملازم پادشاهان باشی

و فروتن بمانی.

 اگر دشمنان و دوستان صدیق

نتوانند تو را بیازارند.

 اگرهمه ی انسانها برایت با ارزش باشند

اما هیچ کس

نه بیش از شایستگی

اگر بتوانی هر دقیقه ی سنگدل را

با شصت ثانیه ی با ارزش پر کنی،

دنیا و آنچه در آن است

از آن تو خواهند بود پسرم

مهم تر اینکه

تو یک مرد خواهی بود.

 رودیارد  کیپلینگ

   + م ; ۱۱:٤٥ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٧/۱٤
comment نظرات ()