نفس صبح

هندوانه فروش

دیروز بعد از  ظهر  می خواستم هندوانه ای بخرم ، به آقای هندوانه فروش گفتم یک دونه خوب  انتخاب کن  بعد خودم اضافه کردم ، البته شما که داخل هندوانه نیستید،

هندوانه فروش گفت عجب فرمایشی می فرمایید ، ما  برون را ننگریم و قال را   / ما درون را بنگریم و حال را  و بلا فاصله با چاقویی که از قبل آماده داشت قاچ مثلثی شکلی از هندوانه برداشت و نشانم داد. الحق هندوانه قرمز و آبداری به نظر می آمد. از حسن ذوق و هندوانه خوب اش تشکر کردم .

امروز به هندوانه  نگاه کردم .خراب بود و گندیده

   + م ; ٢:۳٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٥/٢٦
comment نظرات ()